ويلم فلور ( مترجم : ابو القاسم سرى )
54
اشرف افغان بر تختگاه اصفهان ( به روايت شاهدان هلندى ) ( فارسي )
كه گويا قصد اصلىاش عتابگرى و تشر زدن است . افزون بر اين همهء اثاث گرانبهاى ميرزا مرتضى نمايندهء دربار مغول را از گمركخانه تحويل گرفته هر روز از آنها استفاده مىكرد . دربارهء اين نماينده چندين بار در اينجا به ويژه در آخرين روزنامه سخن گفته شده ( رك : دفتر نامههاى وارده از آنجا كه تاريخ 13 فوريه و 10 دسامبر 1726 را دارد ) و حتى در نامهء 10 دسامبر 1727 به سورت و نيز نامههائى كه كاركنان آنجا براى ما فرستادهاند و نامههائى كه خود ميرزا مرتضى نوشته است . آدم مىبيند كه آدمهاى سيد احمدخان با اثاث البيت ميرزا مرتضى فيس و افاده مىفروشند تو گوئى كه ايشان مالك اصلى اينها هستند . دوشنبه سوم ، مدير شركت هلند به همراهى آقايان هامل « 23 » و ميخيلس « 24 » ( ديگر اعضاى شوراى شركت هلند به سبب بيمارى در جشن شركت نكردند ) به يك ديدار تشريفاتى و نيز براى خير مقدم گوئى به سيد احمدخان رفتند . به اينان بيش از همسايگان انگليسى ما احترام گذاشتند و ديدند كه جناب رئيس ما را بر نيمكتى در دو گامى خان نشاندند ( با اينكه خان لحظهاى پيش بيهوده كوشيد كه جناب رئيس سر برهنه نزد او نشيند ) سپس از اينان مؤدبانه و به شيوهء ايرانيان با قهوه ، گلاب و نبات پذيرائى شد . هنگام صرف اينها جناب رئيس ما خود به پارسى ( پشت صفحه 3474 ) با سيد احمد خان سخن گفت . خان در ضمن اين گفتگو يادآور شد كه من به عنوان يك دوست شركت هلند به اينجا آمدهام و در موقع مقتضى اين دوستى را نشان خواهم داد . اگر جناب رئيس بدگوئى مرا از كسى به زيان خود بشنود نبايد به آن گوش دهد و بايد در همهء كارها به من اعتماد كند و جز آن ، آنگاه با خداحافظى اين ديدار به پايان رسيد . سهشنبه 4 ، برخى از نزديكان مهم خان امروز صبح اتومشانت « 25 » دلال شركت هلند را فراخوانده از او ارمغانهاى گرانبها و مقدارى كالاهاى ناياب خواستند و به زور وادارش كردند كه وعدهء تحويل آنها را بدهد . او كه مىديد راهى براى انجام اين
--> ( 23 ) - Hamel ( 24 ) - Michielsz ( 25 ) - Ottumsjant